تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
از اخبار گوگل و تغییرات سئو جا نمون!
پکیج همهکاره زیبایی طب جامع
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مهناز بدیهیان
بانو "مهناز بدیهیان"، شاعر، مترجم و دندانپزشک ایرانی، زادهی سال ۱۳۳۷ خورشیدی، در اصفهان و ساکن حومهی برکلی آمریکا است.
برادرش "فردین" در جنگ با عراق کشته شد.
وی دوران دبستان را در تبریز، دبیرستان را تا کلاس دهم در شهر اهواز و کلاس یازدهم را در شهر همدان گذراند و سرانجام در اصفهان در رشتهی ریاضی دیپلم گرفت. از دانشگاه پهلوی شیراز در رشتهی تعلیم و تربیت و مدیریت مدرک لیسانس دریافت کرد. وی در سال ۱۹۷۹ میلادی، با دریافت بورس تحصیلی به آمریکا رفت. در سال ۱۹۸۲ میلادی، در رشتهی جامعهشناسی از دانشگاه بالتیمور فوق لیسانس دریافت کرد.
بدیهیان بین سالهای ۱۹۸۸- ۱۹۹۲ میلادی، در حالی که دکترای خود را در رشتهی دندانپزشکی میگذراند، در کلاسهای ادبیات دانشگاه آیووا که بزرگترین مرکز ادبیات آمریکاست، شرکت کرد و از استادانی چون "ماروین بل" و "مری استفانیک" استفاده کرد. او در سال ۲۰۱۳ میلادی، در رشتهی تخصصی شعر از دانشگاه پسیفیک فوق لیسانس دریافت کرد. مدتی در دانشگاه تدریس کرد و زمانی نیز نیمهوقت در کنار کار ادبیات به حرفهی دندانپزشکی ادامه داد.
از وی تاکنون چندین کار ترجمه به فارسی و انگلیسی منتشر شده است. بدیهیان برای اولین بار کتاب پرسشهای پابلو نرودا و سیلویا پلت را به ایرانیان معرفی کرد.
در سال ۲۰۰۹ میلادی، کتاب صدای اعتراض قلم را به فارسی منتشر کرد. همین کتاب به انگلیسی و با نام Saplings Arise در سانفرانسیسکو و با مقدمهای از جک هرشمن منتشر شده است.
او تاکنون چندین مجموعه شعر به انگلیسی و فارسی در خارج از کشور منتشر کرده است. کتاب برج مراقبت را با همکاری میرزا آقا عسگری- مانی منتشر کرد که ترجمهی آثار بسیاری از شاعران شناخته شدهی جهان به زبان فارسی است.
بدیهیان یکی از اعضای اصلی شاعران انقلابی سانفرانسیسکو و همچنین عضو شاعران مارین کانتی است. آثار وی در بیش از ده آنتولوژی شعر جهان منتشر شده است. سایت ادبی و چهارزبانهی ماه مگ، نخستین سایت ادبی ایران در جهان است، که به کوشش مهناز بدیهیان و با زحمات دکتر علی رضایی سالهای درازیست فعالیت دارد.
از دیگر فعالیتهای او میتوان به سردبیری نشریهی دانشجویی نگاه (۱۹۷۲- ۱۹۷۶)؛ سردبیری نشریهی اینترنتی ادبیات و فرهنگ (۲۰۰۲- ۲۰۰۳) و عضویت در انجمن قلم انگلستان اشاره کرد.
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
◇ کتابشناسی:
- نفس عشق (مجموعه شعر - ۱۹۹۸)
- صدای رباب (مجموعه شعر - ۲۰۰۱)
- پرسشها (ترجمه اشعار پابلو نرودا - ۲۰۰۳)
از زایندهرود تا میسیسیپی (مجموعه شعر به انگلیسی- ۲۰۰۵)
و...
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
◇ نمونهی شعر:
(۱)
هیتلر گریه میکرد
چنگیز عاشق میشد
و بوش دعا میخواند
پس سنگدل جلاد کیست؟
(۲)
گفتند یک دست بیصداست
دو دست شدیم
دسته دسته
هزار دستان
اما فریاد ما
در هیاهوی باد و بوران گم شد.
(۳)
خشت روی خشت
آنقدر نشست
تا خانه از دیوار
بالا گرفت.
(۴)
ما بیهیچ حساب هندسی
با ذهنهایی خالی از فلسفه
عشق را در ترازوی نامتعادل وزنه میکنیم
آنهم به سنگینی یک حسرت بزرگ.
(۵)
من از گل که میبویم
از باران که میشویم
و از نور که میآیم
شعری در دلم رخنه میکند
شعری که مهتاب سروده است.
(۶)
مکدر شدیم
نفسهامان
در دل آیینه سایه افکند
و زیبایی درخت و باغ
در صفحات صیقلی پلاسید.
(۷)
به مادرم قول دادم
حسرتهایش را تکرار نکنم
چگونه تکرار نشود صدا
در این دیوارهای تو در تو؟
(۸)
مثلثی هستم
با ضلعی که از تو ساخته شده
و دو ضلع دیگر که عاشق تواند.
(۹)
سلول عشق
هرگز نمیمیرد
این حماقت است که مدام
قد میکشد.
(۱۰)
دوست داشتن چه آسان است
و ما همیشه
راه سخت رفتهایم
و کارمان همیشه
دشمنیست.
(۱۱)
هر چه گشتم
تعادلی، انصافی
در کار این جهان ندیدم
نشانی خدا غلط بود از ابتدا
(۱۲)
دیوانه برخیز!
صبح دمیده است
بوسه بارانم کن
بگذار خندههای من طلوع کند
در چشمان سیاه تو
و شب گم شود
زیر مینای دندانت
شب رفته است و من
از لابلای تار موی تو
ستارهچین شب شدم.
(۱۳)
کاش فقر گلویی داشت
تا با دستان پر ز حیرتم
میفشردمش بحد مرگ
گاه مرگ
آغاز زندگی است.
(۱۴)
میگویی رویای هر شبهام
تو را از خواب میپراند
شگفتا!
چه پر طنین است
رویای آزادی
در این دشت شب زده
(۱۵)
کاش همچون حباب بودم
با اشارهی نفسی اوج میگرفتم
و با سر انگشت آهی
دلم به قطرهی آبی زلال بدل میشد.
(۱۶)
گوش کن
ارغوان نمیخواهم
یاس سپید نمیخواهم
پیرهنم بوی عشق میدهد
گیسویم نوازش کن.
(۱۷)
گاه این تنهایی آرام
چه بار سنگینی دارد
سکوت را
میشکند.
(۱۸)
پرنده باید بود
کوچک و رها؛
پرندهای که جهان زیر بال آزادش
کوچک است به قدر دانهای
جهان کوچکی که در خود تکرار میشود
کوچک آنقدر که از پشت این رعشههای ظلم
زنی میآید که نوزاد “قره العین” بوده است.
زنی میآید
که روزی “ویرجینیا ولف” از او پا گرفته
زنی که راز مریم و مسیح را خوب میداند!
زنانی میآیند که با دستهایشان
در باغچههای پر خون
گل امید میکارند
با زبانشان قویتر از هر توپ و تفنگ
زنانی که حافظ و رومی در زهدانشان نطفه بسته
جهان کوچکی است و ما تکرار میشویم
و دختری به نام “قمر” مدام زاده میشود
با شاخه گل سرخی بر گیسوان
و صوتی رساتر از آبشار
آی دختران آفتاب و آتش
ای زنان سرزمینهای دوردست
شما مادران این جهان کوچکید.
مبارزین جهل و جور و دربدری!.
(۱۹)
از مهتابی خم میشویم
به سوی جهان کوچکی که ساکنان آن
به هم نزدیک و نزدیکتر میشوند
زیرا که وجه مشترک نان است
نانی که از سفرهی مردم جهان ربوده شده
و در توبرهی بیانتهای سرمایهداران،
غمگین نشسته است.
چه فرقی نمیکند که نام تو چیست
و رنگ پوست همسایه سیاه است یا سپید
زیرا که رنگ، رنگ نیاز است
رنگ خون و خانه به دوشی
از مهتابی خم میشویم
از پشت بام خانههامان
از پنجرهی ماشین
و در جادههای پر ازدحام شهر
در کنار وال استریت
در کنار پنجرههای شکسته
و در گوش هم نجوا میکنیم:
تا نان، تا آزادی.
گردآوری و نگارش:
#لیلا_طیبی
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
سرچشمهها
https://shahrgan.com/1399/86153
https://iroon.com/irtn/blog/10539
https://mahmag.org/fa/2015
https://faslname.com/2026
https://wikijoo.ir/index.php
badihian.org
و...
سایت داری؟ نکات سئو رو اینجا دنبال کن!
سایت داری؟ اخبار مهم گوگل و سئو رو در تلگرام دنبال کن!
از اخبار گوگل و تغییرات سئو جا نمون!
ایدههات ارزش دیدهشدن دارن؛ وبلاگت رو بساز!
ابزار آلات و رنگ های شمع سازی
مشاهده