فروش مودم فیبر نوری


» علی دهقان

علی دهقان

علی دهقان


استاد "علی دهقان" (لنده) شاعر اهل استان کهگیلویه و بویراحمد و شهرستان لنده است.


─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─


◇ نمونه‌ی شعر:

(۱)

[خشم]

اگر در گلو بغض می‌پروریم

اگر زخمی ِ دشنه‌ی کافریم

اگر زخم کهنه دهان باز کرد

اگر شاهد مرگ نیلوفریم

ولی نور خشمیم و از آتشیم

چنان رود جاری، نه خاکستریم

شب است و سیاهی پر از فتنه است

ولی ما پر از پاره‌ی آذریم

مگر کوه می‌پاشد از هم زباد

یقین دان که از کوه محکم‌تریم

به پایان رسد این شب تلخ و درد

به پایان این درد خوش باوریم

گذشتیم از دام صد گردنه

به لطفش از این دام هم بگذریم.


(۲)

[مرگ بلوط]

ای وای وطن چهره‌ی چون نسترنت سوخت

در آتش بیداد، تمام بدنت سوخت

مظلوم «نسه» وای وطن وای ز سر تنگ

فریاد تو می‌سوزد و ناز سخنت سوخت

فریاد تو را می‌شنوم چاره ندارم

ویران شدنم در تُپُق پیرهنت سوخت

از ناله‌ی کبکت کمر کوه بریده

قلب من ویران شده‌ی کوهکنت سوخت

از دار و درختت اثری سوخته مانده

بس لانه‌ی نشکفته میان چمنت سوخت

هم سوخت «بَنُ» هم «کَرَتُرْ» هم کَلَخـُنْگَتْ

صد خاطره با مرگ بلوط کهنت سوخت

درغربت خود سوختی ای بغض در آتش

ای وای، دو صد وای که حتا کفنت سوخت

فریاد، ز فریاد به جایی نرسیده

بنگر دهنم سوخت، چو دیدم دهنت سوخت.

----------

پی نوشت: 

نسه وسرتنگ: نام روستاهایی در بخش موگرمون شهرستان لنده

بَنْ: پسته کوهی، نوعی درخت از سرده پسته

کَلَخُنْگ: نوعی درخت شبیه بَنْ با میوه‌ای کوچک‌تر و نرم‌تر

کَرَتُر: نوعی درخت


(۳)

حال من بد حال تو بد حال شهرم خوب نیست

زخم‌هامان خط ممتد، حال شهرم خوب نیست

با مُسَکِن زنده‌ایم اندر میان مشکلات

غم شده اینجا درآمد حال شهرم خوب نیست

قطره قطره آب گشته آبروی شهرمان

تا که احمد شد سرآمد حال شهرم خوب نیست

بر گلویش پا نهاده آنچنان جبر زمان

تا دگر دخلش در آمد حال شهرم خوب نیست

آن یکی درمان برایش نسخه‌ای مبهم نوشت

این یکی آمد خطش زد حال شهرم خوب نیست

دور قدش پیچک بن‌بست پیچید از قضا

حال و روزش را به هم زد حال شهرم خوب نیست

تا که باد ناخوشی بر حال شهرم می‌وزد

دل‌خوشیمان صفر در صد حال شهرم خوب نیست.


(۴)

چو موگرمون مکانی با صفا نیست

دلم یک لحظه از آنجا جدا نیست

صفا دارد کنار بستر جن*

چو این بستر مکانی دلربا نیست

خوشا کوه سیاه سر بلندش

نسیمش بهر جان‌ها جز دوا نیست

بهارش با صفا و با طراوت

در این منظر بجز لطف خدا نیست

خوشا آواز رودش در زمستان

صدایش جز صدای آشنا نیست

به هر جا یادم آید از گذشته

توانی جز مرور گریه‌ها نیست

به هر روستا گذر افتاده‌ام دل

دگر آن رونق آلاله‌ها نیست

هیاهو‌های صبح مردمانش

همه جز خاطراتی نزد ما نیست

گذشتیم از خوشی در غربت خود

دوایی جز نوای ناله‌ها نیست

صدایش ناله شد از درد حرمان

چرا از بهر الامش دوا نیست

چراهای زیادی دارم اما

چرایی بهر این صدها چرا نیست

هر آنچه تاکنون دیدیم و گفتند

گمانم جز شعار و مدعا نیست

هزاران نعمت این گنجینه دارد

بیانش در توان شرح ما نیست

توان مدح دهقان بود این حد

ولیکن این تمام ماجرا نیست.

----------

*جن: نام رودخانه موگرمون است.



گردآوری و نگارش:

#لیلا_طیبی


┄┅═✧❁????❁✧═┅┄


سرچشمه‌ها

https://newsnetworkraha.blogfa.com

https://t.me/newsnetworkraha

https://t.me/mikhanehkolop3

https://t.me/leilatayebi1369

https://t.me/rahafallahi

- پایگاه خبری آوای رودکوف

و...


فرم ارسال نظر





  خرید آنتی ویروس   |   مجله آشپزی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   خرید کتراک   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   خرید گونی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   بلاگسازان   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   لیبل رایگان   |   آزمون نظام مهندسی   |   وکیل حقوقی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال مشاهده