دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
برهانالدین وقفی
آقای "برهانالدین وقفی" فرزند "عبدالغیاث"، شاعر افغانستانی، زادهی ششم ماه ثور/اردیبهشت سال ۱۳۷۹ خورشیدی، در ولایت کهن و فرهنگپرور فاریاب، است.
ایشان در قالبهای گوناگون شعر، طبعآزمایی میکند و اشعارش در چندین مجموعهی شعری و کتاب مشترک به چاپ رسیده است، از جمله:
- آیینهای سما ۱ و ۳
- مادر که باشی
- تو چقدر به من میآیی
- سیمین پردهنشین
- شعر سپید آزاد
و...
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
◇ نمونهی شعر:
(۱)
[پیک سحر]
ترش و شیرین شد دهانم، گو که فرهاد آمدهست
کنده کوه بیستون و در پی داد آمده ست
تا به کی شاید ملامت خسرو دلخسته را
او ز سوز عشق شیرین سوخت کآزاد آمدهست
آخر ای عشّاق دست و پنجهی فرهاد ما
زخمی و پر پینه شد تیشه به فریاد آمدهست
تق تقِ تیشه شروع غصهی خسرو شده
گشته صد چندان که تا شیرین لبان شاد آمدهست
وصف خواهم کرد آن پیشانی پر از عرق
کز شمیمش بوی گلها همره باد آمدهست
فرقها بینِ هوس با عشق باشد در، سرشت
چون یکی زشت و یکی نیکو نهاد آمدهست
وقفیا هر جا نوشتی نامهی دل را به نظم
ار به شیرینت رسد پیک سحر یاد آمدهست.
(۲)
[درویش]
تا به کی دل رنج و محنت را استقبال کند؟
پیر گشتم، دوستان گو دشمنانم حال کند
من در این عالم ندیدم آسمانی صاف را
تیره چون شد بختِ من پس کی مدد اقبال کند؟
ای که در این روزهایِ سخت صابر گشتهای
رستمی باید شدن هم تربیت گر زال کند
حقِّ ما را هر که خواهد خورد با زور و ستم
هم فلک خود، روزیِ ما را بسی پامال کند
بخت گر یاری کند درویشتر خواهم شدن
برگ سبزی بِهْ بَوُد تا زندگی اذِلال کند
بیست سالی شد که من در عرصهی کار و تلاش
کردهام فعالیت چندان که قامت دال کند
«وقفیا» باشد قناعت مردِ رهرو را چنین
پس رها کن تا که نامردان پیِ دَجال کند.
(۳)
[نامِ نکو]
دنیا گذر است و عمر چون شبنمِ تر
ما آمدهایم و میکنیم گشت و گذر
باقی چه بَوُد نامِ نِکو از پسِ ما؟
در عالمِ فانی که بماند به دگر...!
گردآوری و نگارش:
#لیلا_طیبی
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده