خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
محمدرضا احمدیفر
استاد "محمدرضا احمدیفر"، شاعر ایرانی، زادهی ۴ آبان ماه ۱۳۴۶ خورشیدی، در کازرون است.
ایشان از دورهی تحصیل در هنرستان، به فعالیتهای هنری و ادبی از جمله سرودن شعر روی آورد.
او در رشتهی مهندسی تحصیل کرده و به عنوان مدیر شهرسازی در شهرداری بوشهر مشغول به کار است.
ایشان مسئولیت انجمن شعر بسیج هنرمندان و ریاست انجمن ادبی بوشهر را بر عهده دارد.
کتاب «آوازهای ابری» مجموعهای از اشعار اوست که چاپ و منتشر شده است.
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
◇ نمونهی شعر:
(۱)
دست مرا بگیر که طوفان گرفته است
با من بمان که غربت من جان گرفته است
شالی برای سوز پریشانیام بباف
این فصل سبز رنگ زمستان گرفته است
آواره نگاه تو مانده است سالها
این دل که راه کوه و بیابان گرفته است
یک عمر زیر سقف نگاه تو بودهایم
امشب خبر رسید که باران گرفته است
باور مکن اگرچه ببینی به چشم خویش
دل -دورهگرد چشم تو- سامان گرفته است
این آسمان که تکیه به لبخند داده است
از ما ستارههای فراوان گرفته است
جاریست خون رگ رگ من در رگ غزل
این بودن من است که پایان گرفته است.
(۲)
[سرنوشت جهان]
چه بود سهم زمین و زمان اگر تو نبودی
و سرنوشت تمام جهان؟ اگر تو نبودی
در آن میانه که باران سنگ بود و شکستن
نبود پنجرهای در امان، اگر تو نبودی
هنوز معبر اصحاب فیل بود زمانه
شکسته بود دل آسمان، اگر تو نبودی
حجاز بود و غم دختران زنده به گورش
یکی نداشت ز غیرت نشان، اگر تو نبودی
زمین روایت سبزیست از نگاه تو اما
چه بود آخر این داستان؟ اگر تو نبودی.
(۳)
[خدا کند تو بیایی]
چقدر منتظرم من، خدا کند تو بیایی
نشسته پشت درم من، خدا کند تو بیایی
از آن درخت شکسته، از آن پرنده خسته
هنوز خستهترم من، خدا کند تو بیایی
همیشه در سفری تو، بهار و برگ و بری تو
درخت بیثمرم من، خدا کند تو بیایی
غریب ماندهام اینجا، غریب مثل پرستو
شکسته بال و پر من، خدا کند تو بیایی
شب است و ماه تویی تو، نشان راه تویی تو
ببین که دربهدرم من، خدا کند تو بیایی.
(۴)
مجنونتر از لیلی، لیلیتر از مجنون
گشتیم دنبالت، در کوه و در هامون
خواندیم نامت را، آوازمان گل کرد
دیدیم چشمت را، افسون شدیم افسون
یک لحظه میخندیدیم، یک لحظه میگرییم
محصول عشق توست، این حال دگرگون
هر روز میخوانیم، قرآن چشمت را
فردا جهان سبز است، والتین والزیتون
در انتظار تو، عمریست میسوزیم
دلهایمان آتیش، چشمانمان کارون
چون ناله پنهانی، در شروهی شاعر
چون اشک پیدا، بر گونهای گلگون
ای قافیه اندیش، ای شاعر درویش
فکـر طراوت باش «باران» نشد «بارون».
گردآوری و نگارش:
#لیلا_طیبی
┄┅═✧❁????❁✧═┅┄
سرچشمهها
https://newsnetworkraha.blogfa.com
https://t.me/newsnetworkraha
https://t.me/mikhanehkolop3
https://t.me/leilatayebi1369
https://t.me/rahafallahi
www.ghambarak.blogfa.com
www.testelife.blogfa.com
www.shereheyat.ir
www.zamzar.ir
@mohammadreza.ahmadifar
و...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده