فروش مودم فیبر نوری


» رضا علی یاری

رضا علی یاری

رضاعلی یاری

استاد "رضاعلی یاری" با تخلص "رضا"، شاعر لک زبان ایلامی، زاده‌ی سال ۱۳۳۷ خورشیدی، در روستای چغاپوکه شهرستان دره‌شهر، و ساکن در روستای وزیرآباد همین شهرستان است.

ایشان از نظر تباری و قومی از ایل بزرگ کولیوند تیره‌ی کُله‌میی می‌باشند، که به زبان‌های لکی و فارسی با کلامی ساده شعر می‌سراید.

ایشان تاکنون حدود ۵۰ هزار بیت شعر، اعم از غزل، مثنوی، دوبیتی، قصیده و... به لکی و فارسی سروده است.

اشعار وی انتقادی و حماسی است، که اغلب از درد و رنج‌های درونی جامعه پیرامون او نشأت می‌گیرد. بسیاری از این اشعار در نشریات لرستان و ایلام و در فضای مجازی منتشر شده است.

همچنین تاکنون از ایشان دو مجموعه شعر به نام‌های "طغیان دل" و "آوای سیمره" چاپ و منتشر شده است.

اشعار کتاب "طغیان دل" به زبان‌های فارسی، کُردی، لری و گویش لکی، به کوشش آقای "صفر شکوهی" چاپ شده است.

کتاب "آوای سیمره" به همت آقای "حسن الهامی"، در ۹۶ صفحه و با طرح جلدی از "روح‌الله گیلانی"، در سال ۱۴۰۱ منتشر شده است.


─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─


◇ نمونه‌ی شعر لکی:

(۱)

غریبم و بی نوا، یاور و یارم نیە

فصل گل و بلبلە، گل ای کنارم نیه

دال وقلا گرگ هار، حمله ور بیشمار

مِه زخمی و عاجزم، شو نوه دارم نیە

مردم تمام هانه بار، فقیر وسرمایه دار

مِه چَه بکم بیکسم، چیت و داوارم نیه

درد دلم بیشمار، ای کو بارم رازدار

من که غریبم خدا، هیچ کس و کارم نیه

بُل و دسم شو و روز، چی کتلی نیمه سوز

نوم دم چی پلاس، هیچ سایه یارم نیە

حِنا کم هر حنا، حوال پرس آشنا

پارتی و یاری بجز، پروردگارم نیه

ای دِس و ای طالع سیە، آگرای گیونم چیه

چاهم عمیقه فره، دی جا هوارم نیه

صاحب گنج هنر، فقیرم و دربدر

سالک و زاهد چنه، سکه شمارم نیه

هام ای بیابان چول، کوله بار غم و کول

خدمت خلقه مَکم ، اما دیارم نیه

داس هُبل و بُل گُل، زونیلم هر دو شل

زجرم زیاده ولی، هیچ ای امارم نیه

طالع سی و شو کِزِم، ای دس خم عاجزم

طاقت زخم وزبان، لَیژ و بنارم نیه

لشکر غم حمله ور، حتیه تا پشت در

هر چی هوارە مَکم، اسفندیارم نیه

تا گه خدا یارمه، حامی و سردارمه

یاری عدله مَکَم، باک ای شعارم نیه

باغ رضا پر گُله، هم نفس بُلبله

شکر خدا منت اژ قوم و سوارم نیه.


─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─


◇ نمونه‌ی شعر فارسی:

(۱)

سه چیزم آن زمان در آرزو بود

که روز و شب مدام در رو به رو بود

جوانی و بهار، شب های مهتاب

روان در پیش چشم چون آب جو بود


(۲)

هر آنچه من بدیدم زین زمانه

به جای گل دهد خارش جوانه

در این باغ بدون گل چگونه

تو از جنت دهی ما را نشانه


(۳)

تو ظاهر من دیده‌ای

بر جامه‌ام خندیده‌ای

شیری که خفته در درون

پس غرشش نشنیده‌ای


(۴)

گر طالب بال و پری

باید زنی بر هر دری

اوّل دل از مردم بگیر

وانگه کلاه سروری


(۵)

ای دل بیا زاری مکن

خون از بصر جاری مکن

عالم تو را دشمن شدە

با دشمن همکاری مکن


(۶)

دیدم بسی جور و ستم

از دست مردم بیش و کم

ایستادگی کردم ببین

وا پس نرفتم یک قدم.

 

گردآوری و نگارش:

#لیلا_طیبی



┄┅═✧❁????❁✧═┅┄

سرچشمه‌ها

https://newsnetworkraha.blogfa.com

https://t.me/newsnetworkraha

https://t.me/mikhanehkolop3

https://t.me/leilatayebi1369

https://t.me/rahafallahi

www.ibna.ir

www.irna.ir

و...


فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   خرید گونی   |   لینک پرومکس   |   خرید آنتی ویروس   |   وکیل حقوقی   |   بلاگسازان   |   مجله آشپزی   |   آزمون نظام مهندسی   |   مصباح ترمز   |   فروش تجهیزات ویپ   |   خرید کتراک   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ مشاهده