خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال


» فرهاد فرزان تبار

فرهاد فرزان تبار

فرهاد فرزان‌تبار


استاد "فرهاد فرزان‌تبار" شاعر ایرانی، زاده‌ی سال ۱۳۳۷ خورشیدی؛ است.

از ایشان تاکنون چند مجموعه شعر چاپ و منتشر شده است:

- خرده شیشه در تنگنای گلو

- مثل خاری در کف باد

- پاییز بر من می‌وزد

و...


─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─


◇ نمونه‌ی شعر:

(۱)

[چمدان]

تدارک سفر چمدان‌ را

عصبی می‌کرد

و پا از پوشیدن کفش امتناع

روشنایی روز

از صدای آهن‌پاره‌های اتوبوس

کدر می‌‌شد

و گرد و غبار ناچار

به گوشه‌های چشم پناه می‌برد

ناله‌ای در گلوی من می‌غلتید

تا غرور من دوباره

به ساحت من برگردد

رلستی کسی این روزها

حال مرا نپرسیده؟

آیا به یاد من بوده

آن‌که یادها را

قربانی سکوت خود می‌کند؟

برای آن که کمی به شکل مرده خود باشم

در آینه بی‌حرکت می‌مانم

موهایم به شکل عجیبی تاب بر می‌دارد

و بوی کافور تا شعاع بعیدی

خانه‌های هوا را پُر می‌کند

خانم! چراغ را خاموش کن

ستاره‌ای به دیدار من می‌آید

تا همسفر من باشد

برای گذشتن از مرز شب

با این چمدان‌ بی‌اعصاب

خانم! لطفا هدایت من را به دست من نسپار

شاید کمی عجیب باشد اما

از ارتفاع درد که می‌اُفتی

در کیسه تنت

اگراستخوانی باقی ماند

می‌توانی با پَرهای هوا

دوباره پرواز کنی

خانم! برای شکستن لازم نیست

حتما یک بطری شیشه‌ای

در بغل داشته باشی

یا مثل شیشه به شکستن عادت

حالا بگذار کسی

به احوال‌پرس ما نیاید

مگر ما هستیم!

مگر مارا جز قفل چمدان

چیزدیگری می‌بینند

صدای من کم‌کم آب می‌شود

چکه می‌کند از بام

تعجب نکن

مگر من چیزی از ابر کم دارم

ببین!

من هم بی‌وقفه می‌بارم

تا سیل مرا ببرد

با این چمدان بی‌اعصاب


(۲)

[سوار غریب]

در دشت‌های میهن

این تک‌سوار غریب

از کجا می‌آید؟

گرد و غبار راه

با چهره‌اش

عجب تناسبی دارد

وقتی که اندوه با چند قطره اشک

خطی می‌کشد به موازات تیغه‌ی ببنی

تا گوشه‌های لب

شمشیر را که از نیام

فرا می‌خواند

سرلشگر جنیان

تا ناکجای دشت

پا به گُریز می‌سپارد

و آن‌دم که تن به آب خزینه می‌بخشد

دخترکان جنی سُم‌هایشان را

در چرک آب پنهان می‌کنند

او از کجا آمده

که این گونه بی‌دریغ

سر بر آستان ظلمت می‌نهد

شمع را می‌کُشد

آیینه اسکندر را

بر دیوار

وارونه می‌آویزد

روی هوا می‌خوابد

خواب زمین می‌بیند

هرشب قرص ماه را

با یک لیوان آب

سر می‌کشد

زوزه سر می‌دهد از درد

گرگی در معده‌اش

با این همه

دشت و آب و لیوان

در اطاعت او از هم

سبقت می‌گیرند

گاهی هم خورشید

از روی شانه او

بیدار می‌شود

وقتی که عطسه می‌کند

صدها درخت خزان دیده برگهاشان را

زیر قدم‌های او می‌گسترند

شاید جهان ما

از دهان او می‌ریزد

که این چنین آغشته است

با چرک و خون

در دشت‌های میهنِ نقشه

این سوار غریب

از کدام سوراخ دیوار

ببرون آمده؟


(۳)

[کابوس]

پاهایم تمام مسیر را می‌دوید

و دست‌هایم کِز کرده بود

در جیبم

مثل پرنده‌ای سرکنده

چیزی از سردر مغازه‌ها می‌بارید

باران نبود

اشگ بود؟!... شاید...

پیرمرد عرق‌چین از سر برداشت

سوار اسب خود پرواز کرد

تا دور دست‌ها هنوز آتش سیگارش می‌سوخت

چیزی از سردر خانه‌ها می‌بارید

باران نبود

مصیبت بود؟!... شاید...

زن‌ها با پریشانی گیسو سوگواری می‌کردند

دور حوض جماعتی از مردان

چهره خود را

در حوض خزه بسته

به خون می‌شستند

و وضو می‌گرفتند تا از اذان صبح غافل نمانند

کودکان اسباب‌بازی‌های خود را

در کفن مردگان جستجو می‌کردند

گریز آغاز شده بود

مهره‌ها بر نطع شطرنج

هراس خود را با عینکی سیاه می‌پوشاندند

سربازها روی دستهای خود می‌رقصیدند

و در گذر صبح از ویرانه‌ها

بانک‌ها به کاسبی هرروزه خود باز می‌گشتند

چند گور آماده پذیرایی از میهمانان خود می‌شدند

تا از جوانی آنان به حیرت فرو روند

نشانی از عشق پیدا نبود

گویا دهانی تمام جهان را بلعیده بود


(۴)

برخیز!

برخیز و دیگر بار

عمود خیمه‌ی خود شو!

به یاد آور،

این تو بودی که شانه به شانه‌ی توفان

بر گرده‌ی موج‌های هراسان می‌غریدی؟

شمشیر صاعقه در دست

سینه‌ی آسمان را دو نیم می‌کردی

و آتش به جان جنگل می‌افکندی؟

برخیز آتش‌فشان درد!

من به ادامه‌ی فوران تو بر می‌گردم

هویت من در گدازه‌های تو پنهان است

باید بسوزم و بسوزانم این بایگانی درد را

باید این پرونده‌ی زخم‌های باز را

به دست کودک فردا بسپارم

که نطفه در گدازه‌های تو بسته.


(۵)

سفر در من تمام شد و

من هنوز در سفرم و

صدایی که از دوردست زندگی

قلمروهای پنهان را

در جان من فتح می‌کند:

«هنگام رنج من، به من بیندیش» 


گردآوری و نگارش:

#زانا_کوردستانی


┄┅═✧❁????❁✧═┅┄

سرچشمه‌ها

https://t.me/newsnetworkraha

https://t.me/mikhanehkolop3

https://t.me/leilatayebi1369

https://t.me/rahafallahi

www.iranketab.ir

@Farhadfarzantabar

و...




فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  فروش تجهیزات ویپ   |   مجله آشپزی   |   خرید گونی   |   آزمون نظام مهندسی   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   بلاگسازان   |   مصباح ترمز   |   خرید آنتی ویروس   |   وکیل حقوقی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   لینک پرومکس   |   خرید کتراک  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال مشاهده