خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال


» فرحناز عباسی

فرحناز عباسی

فرحناز عباسی


خانم "فرحناز عباسی"، شاعر ایرانی، زاده‌ی سال ۱۳۴۲ خورشیدی، در شیراز است. 

تاکنون از او چند مجموعه شعر چاپ و منتشر شده است، از جمله:

- من از چمدان‌های خالی می‌ترسم

- از زاویه تا صدای عبور

و...



─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─



◇ نمونه‌ی شعر:

(۱)

رفتنم قطاری‌ست

در ایستگاه‌های متعدد

در ایستگاه‌‌های پیاده شدنم

از اتاق‌های ممتدِ همین انتظار!

از ایستگاه‌های دوره کنیدم واژه‌ها...

هنگام که ریل‌ها دوره می‌شوند

...

پرسه زدن در خاطره‌ای که

ایستادن پایِ هجوم است.

 


(۲)

تکه‌های بیشتری از خودم را

پخش کرده بودم

مجسمه‌ای تراش خورده

از قرنیز و هجوم

در تهاجم‌های بی‌امان تو...

قلاب‌ها خواب می‌بینند!؟

حاشیه‌‌هایی چرخیده در جلبک و پوست

میان قطب‌های این دیوار

                  نزدیکترم           

به حصارهای شکسته...،

                تکه‌های تنم

         پشنگه‌های رود!

از آب گذشتم

آغازی که تازه نفس بودنم را

سطر کشید.

 


(۳)

جای ابرها در تکرار این‌همه حرکت مانده‌ام 

تقابلی از من 

دورخیزِ کمینِ غروبِ بال‌ها بود 

         به‌ شکل یک‌باره‌ام 

باران که می‌شوم 

           هوا پوست می‌گیرد 

وقتی همه‌چیز از ثانیه به زمان رفته است 

انگار پیش‌تر مرده‌ام 

در گمانه‌های سکوت 

از شمایل اتفاق‌ها 

جایی میان زمین و آسمان 

پرنده‌ای نبود. 



(۴)

از تقاطعِ مهمان‌خانه‌های شطرنجی گذشته‌ام

در تالار وحدت 

دو سوی هم سو، یکی‌ست 

گفتی غروب هم روزی بود از طلوعِ نیامده 

و شرط، ظِل آفتاب‌شدن است  

چند شنبه‌ها از چهار گذشته بودند 

که شبی پرچم به‌دست 

از شال و کلاه آمد

از خم کوچه‌ی بعدی 

در بزرگراهی با سرعت‌های موازی 

از زبان روزمرگی به لهجه‌های تو پرتاب شدم 

با کفش‌های پاشنه بلند 

در میدان سرخ رقصیدم 

و روی خطوط غیبی نامه‌ها 

ثبت 

در مناطق آزاد شدم 

حکایتِ روز آخر بود 

چراغانی‌های شهر. 



(۵)

ما از انتهای ساعتی کوکی 

خودمان را آویختیم 

و مضطربانه تا مرزها رفتیم...

باغی 

   تَک ‌ تَک 

        که رؤیایش 

          گیلاس‌های ریخته بود 

و سلامی که تمام شب‌ را طول کشید

امروز هم گذشت 

کشیده  از پرده‌های کشیده 

تو بر تو

دستی بکش بر عقربه‌ها 

توقفی در من با تو 

       ایستاده می‌گذرد 

و تنها از خطوطِ باغِ رؤیاها

گیلاس‌ها گیلاس می‌شوند

تمام اوقات خط می‌شوند 

و با خط‌های درهم درخت‌ها 

                   شیار 

به رؤیاهایت دست بِکش

و پوسته‌هایش را بر خودم بِکش

که اقیانوسم

جایی که موج می‌گیرد خیزابِ رؤیا 

زمین گشوده نبوده نیست 

من از فرصت تو در قلب اقیانوسی تو

و بازی‌های براه  

ثانیه‌ات را به من بده

انگار زمان‌های طولانی در مِعجَر روز گم شده‌اند 

و جانِ اشیاء،

       هوا،

         رگ‌ها 

نبض می‌گیرد با اتاقک و پاییز... 


من رگ‌های برگ 

           بر دوش می‌گیرم 

فصلی در خواب دست‌هات

شمع‌ها  اتاق را شش‌گوش... 

               می‌درند  

ساعت‌ها و ثانیه 

نه این زمان گذشته

نه این ثانیه‌ها دستی‌...

شب‌های شانه‌هایت پهن نیست 

نه آن‌گونه 

که بهار می‌شود.  



(۶)

از من چه می‌خواهید

مگر نگفتم با رود بگذرید

در این ویرانه

به آواز کلاغ سرخوشم

خوب نمی‌خواند

اما می‌خواند.



(۷)

...

دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود 

چهارگوشه میز را دور بزن 

و سمتِ این صندلی دور

              جلوتر بیا 

همه‌چیز دسته‌جمعی گذشته است  


ذهنم روی بند  

و تِراسی رو به گلدان‌های کاغذی

                  شمعدانی‌ها را 

                  پس زده است.



(۸)

جریبِ زمان‌های من است

شاخه می‌گیرد

یکی سبز/ یکی نازک 

کُنارِ روزهات از شاخه می‌افتد

نامم نامت را صدا می‌زند. 




گردآوری و نگارش:

#لیلا_طیبی




┄┅═✧❁????❁✧═┅┄



سرچشمه‌ها

https://newsnetworkraha.blogfa.com

https://t.me/newsnetworkraha

https://t.me/mikhanehkolop3

https://t.me/leilatayebi1369

https://t.me/rahafallahi

https://rain135.blogfa.com

https://www.iranketab.ir

https://vaznedonya.ir

@parnianbairami2 

و...



فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  آزمون نظام مهندسی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   وکیل حقوقی   |   خرید آنتی ویروس   |   لینک پرومکس   |   خرید گونی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   بلاگسازان   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   مجله آشپزی   |   مصباح ترمز   |   خرید کتراک   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال مشاهده