خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» علی‌اکبر جعفرزاده

علی‌اکبر جعفرزاده

علی‌اکبر جعفرزاده

آقای "علی‌اکبر جعفرزاده باغان"، شاعر خراسانی، زاده‌ی ۲ فروردین ماه ۱۳۶۳ در شیروان است.

ایشان لیسانس مدیریت بازرگانی دارد و عضو انجمن ادبی اندیشه شیروان است.

┄┅═✧❁????❁✧═┅┄

◇ نمونه‌ی شعر:

(۱)

چشم‌هایت

تفنگ دولولی

که قلبم را نشانه گرفته‌اند

شکارچیان ماهری

            که از پس نیزارها 

بی‌درنگ

ماشه را می‌چکانند وُ

هر شکاری را

به نفس‌نفس می‌اندازند

تیرها

خون تازه‌ای را

به رگ‌هام می‌زنند

و تند می‌پاشد.

قلبم!

اسبی

وحشی و مست

خود را به نیزارها می‌زند وُ

از

نفس

می

  اُفتد!.

(۲)

افتاده است

کنده‌ای خشک در کویری سوزان

و می‌جود درونش را

در تاریکی

در آفتاب

کرمَک ِنازک وُ بی‌جانی

با تمام ِ توان

پیچیده

در سکوت شب

آوای ِجویدن ِ رگ‌های ِ کنده‌ای پیر

خروش ِدلخراشِ خزیدن

وَ خِرت خِرتِ شیارهای چوبکی غریب

فراموشت نمی‌کند

نه هرگز فراموشت نمی‌کند

می‌بخشدَت

روزی

درون سنگ‌ها حتی!

از این کنده‌ی فرتوت عروج می‌کنی

به پروانگی

و اوج می‌گیری در آسمان‌ها

با بال‌هایی

به رنگ "نَفَختُ... من روحی..."

(۳)

جنگ، بمب می‌بارد،

ستاره‌ها در تاریکی پنهانند،

دست‌های بچه‌ها،

در جستجوی خنثی کردن مین‌ها

چون براده‌های آهنی در کارگاه‌های آهن‌بری

چون باران‌هایی از میخ‌

و سرهایی که سرگردان

و جمجمه‌هایی خالی و نظاره‌گر

اما من به دنبال توام،

که در پیراهن سپیدت،

عطر عشق را پنهان کرده‌ای.

مادرها دعا می‌کنند،

اما من در قلبم،

قرار گذاشته‌ام با عشق،

که ناگهان بیاید،

و بلعیدن زندگی را آغاز کند.

آدم‌ها در شلوغی اخبارِ تلویزیون،

کانال‌های مجازی تلگرام وُ موبایل

سر در گریبان وُ بی‌خیال

چشم به راه نجات دهنده

عشق ما ولی

چون بذرهای بهاری می‌شکفد

در تاریکی

حتی از چشم‌های خالی جمجمه‌های شهید

چشمه‌های امید را زنده می‌کند

تا سر فراز در خیابان‌ها،

با یاد نامت

به سوی روشنایی‌ها برویم،

که در هر گریه،

خنده‌ای پنهان است

و عشق،

هرگز خاموش نمی‌شود.

و شهیدی که

دو دست وُ یک پایش را

در خاک دشمن جا گذاشته است...

(۴)

می بوسی مرا...

و دهانم به قلّاب ماهیگیری ماهر گیر می‌کند

سرخ می‌شوم

بی‌قرار می‌اُفتم در بغل‌ات

مثل یک ماهی بیرون اُفتاده از آب

تقلّا می‌کنم

و تو برای آرام کردن این ماهی در تب وُ تاب

دهانش را از گلابی پُر می‌کنی

ناگهان

چون کوهی خسته

کنار ران‌های دلپذیر یک عصر بهاری

رانش می‌کنم

کمی بعد بر می‌گردم

و مهره‌های خسته‌ی کمرم را می‌شکنم

بعد در یک خواب دل‌انگیز بهاری

فرو می‌روم.

(۵)

باید به فکر خواب خودم باشم

چشم‌هایم را می‌بندم

به دنیای خیال می‌روم

در باغ به جز گل‌ها هیچ صدایی نیست

زیر تمام درختان باغ آواز می‌خوانم

تا باغ از سکوت رنج نبرد

آرام نمی‌گیرم

دست قلبم را می‌گیرم

در خیابان قدم می‌زنیم

در شهر به جز سایه‌ها هیچ کس نیست...

توی تمام پیاده‌روهای خالی راه می‌رویم تا شهر از تنهایی رنج نبرد

باز خوابم نمی‌برد

به آسمان نگاه می‌کنم

در شب به جز ستاره‌ها هیچ نوری نیست

ماه می‌شوم

روی تمام افق‌های خالی روشن می‌مانم تا شب از تاریکی رنج نبرد

دلم گرفته... یاد صبح‌های روشن می‌افتم.

یاد خواب‌های راحت کودکی

چراغ را خاموش می‌کنم

و از خودم خواهش می‌کنم

کمی به فکر خواب خودم باشم

چراغ را خاموش می‌کنم

و به خودم می‌گویم کاش به بیداری باز نگردم.

فکر این همه خیال مرا می‌کشد.

(۶)

خواستم از عشق بنويسم

ديدم نمی‌شود

نوشتم گل سرخ تا هر وقت روی گلبرگ‌هایش نشستی

قلبت اسب سیاهی شود

که بی‌وقفه می‌دود

هميشه در جستجوی آرامش بوده‌ای...

گل سرخ را بر می‌دارم

می‌نويسم شبنم صبحگاهی

نرسيده چشمانت را می‌بندی

پروانه كوچكی می‌شوی در باغ‌های دور

كه باغبانی مهربان، تو را با خود می‌برد

می‌ایستم کنار گلخانه‌های شهر

کنار باغبان

عطر گل‌های سرخ را در من احساس می‌کنی

پرواز می‌کنی...

روی گونه‌هایم می‌نشینی

من بلافاصله می‌نویسم:

اتاق

و پنجره‌ها را می‌بندم.

(۷)

خواستم از سفر بنويسم

ديدم راه گمشده است

نوشتم قطار تا هر وقت به صدايش گوش دادی

واگن‌ها برایت آواز بخوانند

هميشه در جستجوی مقصد بوده‌ای...

قطار را بر می‌دارم می‌نویسم ایستگاه آخر...

نرسيده چمدانت را باز نمی‌کنی

مسافر كوچكی می‌شوی در خاطرات دور…

که رهگذری غریب،

تو را با خود به سفر می‌برد

می‌ایستم کنار ایستگاه‌های شلوغ

کنار رهگذر

چمدانت را که در دست‌هایم می‌بینی…

از خیال بیرون می‌آیی

دستم را می‌گیری

و من بلافاصله می‌نویسم:

سفرنامه

و ساعت را متوقف می‌کنم.

(۸)

این‌جا

در تاریک‌ترین اتاق جهان

در جنوبی‌ترین اتاقی که به سمت شمال کج شده است

دارم با تارهای تنهایی تنیده بر دلم

تار می‌زنم

و تمام ‌کتاب‌های تاریخ جهان را

شخم

تا سال‌ها بعد

در دانشگاه ملبورن

با مردی که نه او مرا می‌شناسد

نه من او را

ازدواج کنم وُ

تمام نقشه‌هایش را نقش برآب

و آب از آب تکان نخورد

این‌جا

در تاریک‌ترین اتاق جهان

دارد

همه‌چیز

از چشم‌های پروانه‌ای

پشت پنجره

چسبیده به شیشه‌ها عبور می کند

و دارد فکرهای روشن مرا

مرور می کند.

(۹)

اکر

چاقو در پهلویم فرو کنند

گیر کرده باشم در حلقه‌ی گرگ‌هایی گرسنه

زیر خرواری از بهمن و برف

گیر کنم اگر...

هیچ اتفاقی نمی‌افتد،

اگر تنها بدانم که دوستم داری

اگر بدانم که دوستم داری،

راهی برای رهایی از مرگ پیدا می‌کنم

تمام روزنه‌ها بسته است

دری را برایم باز بگذار

بگذار که شب‌ها

از دامنه‌ها

خودم را بالا بکشم

بنشینم به تماشای زیبایی

ای ماه!

تو اگر

بگویی بپر،

پروانه می‌شوم

بگویی بمیر

حلقه می‌کنم تار گیسویت را دور گردنم

در میان گل‌های اردیبهشتی باشم اگر

نسیم بیاید

گنجی یافته باشم از طلا

جوان شده باشم مثل زلیخا

برگردم به کودکی

هیچ‌کدام را نمی‌خواهم

اگر لبخند تو نباشد، بدانم که دوستم نداری

بگویی که نیستم.

(۱۰)

ما بچه‌های شهدا

با صدای شلیک خیالی تفنگ‌ها

با فشنگ‌های مشقی دست‌ها

می‌کشتیم وُ می‌مردیم

دور هم جمع می‌شدیم وُ می‌خندیدیم

اما جنگ که تمام می‌شد

سکوتی سنگین به دل‌هامان می‌نشست

پدرها نبودند

نمی‌توانستند بخندند

و ما تنها تماشاچیان غمگینی بودیم.

(۱۱)

پدر!

چرا در آغوشم نیستی؟

چرا مادر، چشم‌هایش پر از بغض است

در اتاق کوچکمان

قاب عکس تو را در بغل گرفته‌ایم

و مادر مثل بارانی که نمی‌بارد بالای سرم ایستاده است

غصه‌هایش را از جنگ برایم قصه می‌کند

قصه‌‌هایی که همیشه قهرمان‌شان تویی!

نیستی

و من گاهی فکر می‌کنم

به تنهایی مادر، به اشک‌ها

و دست‌هایی که جای خالی تو را در آغوش کشیده‌اند.


گردآوری و نگارش:

#زانا_کوردستانی


┄┅═✧❁????❁✧═┅┄

سرچشمه‌ها

https://t.me/newsnetworkraha

https://t.me/mikhanehkolop3

https://t.me/leilatayebi1369

https://t.me/rahafallahi

https://sangosoot.blogfa.com/1404/01

https://vaznedonya.ir/Poem/730

@Adabiyat_Moaser_IRAN

و...



فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  وکیل حقوقی   |   خرید آنتی ویروس   |   مجله آشپزی   |   خرید گونی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   مصباح ترمز   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   لینک پرومکس   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   بلاگسازان   |   خرید کتراک   |   آزمون نظام مهندسی   |   ایکس بادی تهرانپارس  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال مشاهده