مژگان بقاییپور
خانم "مژگان بقاییپور"، شاعر ایرانیست.
وی کارشناس ارشد آمار است و عضو پیوستهی گروه سنجاق قفلی.
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
◇ نمونهی شعر:
(۱)
یک برگ زرد و تنها
افتاد روی دستم
گفتم به او چطوری؟
او گفت خسته هستم
او را به خانه بردم
پاییز بود و سرما
لای کتاب شعرم
خوابید برگ زیبا
(۲)
[سرزمین من]
بر سرش
تاج آبی خزر
روی سینهاش
سینهریزی از شکوه کوه
چین دامنش پر از تلاطم خلیج فارس
چادرش پر از نگین سرخ لالههاست.
سرزمین من،
صفحهی حماسههای ماندنیست.
دختری نجیب،
مادری شکیب،
سرزمین من، زنی ستودنی ست.
(۳)
[همسایه و دوست]
یک ابر کوچک،
غمگین و تنها،
دنبال خانه
میگشت هرجا!
یکدفعه کوهی
روی زمین دید!
بعد از سلامی
از کوه پرسید:
همسایهای نرم
آرام و کم حرف
لازم ندارید
ای کوه پربرف؟
آن کوه خندید،
او را بغل کرد.
جایی به ام داد،
در قلهای سرد.
(۴)
[کولهی شکمو]
کوله پشتیام
میشود خراب!
بس که میخورد،
دفتر و کتاب!
با دهان پر
بسته میشود.
از اضافه وزن
خسته میشود.
کاش لااقل
چند چرخ داشت،
روی دوش من
پا نمیگذاشت!!!
(۵)
[شبیه یک گلدان]
لباس مامانم
پر از گل زردست
دو گیره ی ساده
کنار مویش هست
دو غنچه قرمز
برایش آوردم
به گیرههای او
گره زدم با هم
اگر مرا مامان
بغل کند الان
چقدر خواهد شد
شبیه یک گلدان
گردآوری و نگارش:
#رها_فلاحی
شروعی جدید برای رشد برند شخصی یا کسبوکارت — در ارم بلاگ
مشاهده