فروش مودم فیبر نوری


» داستانک آرزو

داستانک آرزو

داستانک آرزو



با سر و صدای زیاد و وحشتناکی بر زمین خورد!.

کارگر چوب‌بر، اره‌برقی‌اش را خاموش و با پشت دست عرق پیشانی‌اش را پاک کرد.

-- : ای کاش با من مداد و دفتر بسازند، یا که تلی هیزم، نه دسته‌ی تبر.

این سخنان را درخت صنور در لحظات آخر سقوطش با خود زمزمه می‌کرد.



 #زانا_کوردستانی


تبلیغات در ارم بلاگ
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   خرید کتراک   |   توری سایبان گلخانه   |   فروش تجهیزات ویپ   |   لینک پرومکس   |   مصباح ترمز   |   مجله آشپزی   |   بلاگسازان   |   مشاور ایرانی در لندن   |   خرید آنتی ویروس   |   آزمون نظام مهندسی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ مشاهده