داستان کوتاه انشاء
انشاءخانم "میر"، معلم کلاس سوم "شهید شمسه"، رو به دانشآموزان کرد و گفت: دخترا یادتون باشه، برای زنگ انشاء فردا، هر کدومتون، دربارهی صلح انشائی بنویسید و با خودتون ب...
انشاءخانم "میر"، معلم کلاس سوم "شهید شمسه"، رو به دانشآموزان کرد و گفت: دخترا یادتون باشه، برای زنگ انشاء فردا، هر کدومتون، دربارهی صلح انشائی بنویسید و با خودتون ب...
داستانک تعارف - بفرمایید!- شما اول بفرمایید!- اختیار دارید! شنا بفرمایید!- نه، خواهش میکنم شما بفرمایید!- ای بابا! دختر نمیفهمی میگویم شما بفرمایید!؟- اِه! بد اخلاق! ...
■ داستانی کوتاه به زبان کردی با برگردان فارسی به قلم زانا کوردستانی???? کهژهی قهفهسسوێ له سێلی گرێ خوراو.پێشهوه شۆ.ههتا درگای قهسه لێک بکردنهوه گرژی...
داستان کوتاه بازگشتهفده سال بیشتر نداشت. ته ریشی درآورده بود و صدایش کمی مردانه شده بود. خودش را مردی میدانست؛ اما به چشم بیبی هنوز همان "محولی" نقنقو بود. حاجی خد...
آبصدای تلویزیون بلند بود. زهرا روی مبل نشسته بود. هانا، عروسک نخیاش را در دست داشت و موهای مشکیاش را مرتب میکرد. او بدون اینکه به تلویزیون نگاه بکند به صدای خانمی ...
دختر چهارکنت[به یاد و به نام سلیمه مزاری ولسوال چهارکنت]از شدت تابش آفتاب کاسته شده بود. از دور سایهی تانکها و نفربرها نمایان شد. بیشک نیروهای طالب بودند؛ فرماند...
داستان کوتاه "بازیگر" - بهتر از این نمیشود! برق وصل شد؛ همین را ضبط میکنیم!مَرد در قفسهی سینهاش، دردی را احساس کرد. مچاله شد. خودش را جمع و جور کرد و از کف سِن بلند ...
آیین اختتامیه و اهدای جوایزجشنواره منطقهای داستان کوتاه "واران"سهشنبه ۹ خرداد ماه ۱۴۰۲رأس ساعت ۱۵:۳۰آدرس: بروجرد - جادهی کمربندی - دانشگاه فرهنگیان
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده